تبلیغات
خبری و تفریحی الیما - شادی با دست‌های خالی در سریال «دودکش»
مالی ارزشمندتر از عقل،‌ و فقری شدیدتر از نادانی و همراهی بهتر از خوش‌اخلاقی و یاوری شایسته‌تر از مشورت نیست

تبلیغات

محل نمایش تبلیغا شما

دسته بندی موضوعات

آرشیو مطالب

آمار و اطلاعات

    کل بازدید:
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل پست ها :
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :

شادی با دست‌های خالی در سریال «دودکش»

نوشته: سامان بهرامی در: شنبه 5 مرداد 1392 | نظرات()

«دودکش» فارغ از اینکه در بستر یک موقعیت خانوادگی روایت می‌شود از خود خانواده و اهمیت کارکردهای آن نیز دفاع می‌کند.

سیدرضا صائمی: محمدحسین لطیفی کارگردان تجربه‌گرایی است که تجربه شناوری در ژانرهای مختلف دارد. اگر فقط کارنامه او را در ساخت مجموعه‌های نمایشی در ماه رمضان ملاک قرار دهیم او مفاهیم و پیام‌های قرآنی – معنوی را در قصه‌ای امروزی در صاحبدلان روایت می‌کند. در نردبانی برای آسمان به سراغ قصه و روایتی تاریخی می‌رود و حالا در دودکش یک طنز اجتماعی – خانوادگی را به تصویر می‌کشد.

مجموعه دودکش

 در این تجربه گرایی البته او ثابت می‌کند که کارش را بلد است و مدیوم تلویزیون و زبانش و البته ذائقه و ذوق مخاطبانش را به خوبی می‌شناسد. در دودکش او به سراغ زوج کمدی جدیدی می‌رود که در سالهای اخیر به خوبی توانسته‌اند نظر مخاطب را جذب کرده و در یک پاس‌کاری دراماتیک، به یک زوج کمیک موفق به موازات محسن تنابنده و احمد مهرانفر بدل شوند. فارغ از قصه دودکش که اتفاقا قصه جدیدی نیست باید به انتخاب هوشمندانه بازیگران اشاره کرد که ترکیب موثری از آب درآمده و اتفاقا سهم عمده‌ای از جذابیت کار به شکل بازیگری و هماهنگی‌های منطقی بین آنها برمی‌گردد. از این سو همراه شدن امیرحسین رستمی که به نوعی سه گانه خوبی را در کنار هومن برق نورد و بهنام تشکر ایجاد کرده‌اند و از سوی دیگر بازی روان و گرم سیما تیرانداز که حالا پس از مدتها توانایی این بازیگر را به اثبات رسانده موجب شده حلقه کمدی شخصیت در این سریال تکمیل شده و در این فضا و پتانسیل مناسب، موقعیت‌های طنز جذابی صورت بندی شده و شکل بگیرد.

دودکش قصه خود را در یک فضای بینابینی خانه و محل کار روایت می‌کند بدین معنی که لوکیشن و موقعیت اصلی داستان در یک قالیشویی است که محل زندگی برادران مشتاق هم در آنجاست. این لوکیشن و اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد اتفاقا متناسب با رویکرد اجتماعی – خانوادگی قصه بوده و این امکان را به کارگردان می‌دهد داستانک‌های خود را در یک موقعیت بینا متنی روایت کند و ظرفیت دراماتیک بیشتری در اختیار داشته باشد. دو قطبی شدن فضای قصه و شخصیت‌هایش نیز به کمدی ماجرا دامن زده و بر شیرینی آن افزوده است. کل کل‌های هومن برق نورد و بهنام تشکر که یک‌بار به عنوان دو برادر در ساختمان پزشکان تجربه شده بود اینجا هم جواب داد و حالا آنها به عنوان برادر زن هم به واسطه همین کل کل های دوست داشتنی فضای مفرح‌تری را به قصه بخشیده‌اند. استفاده از تکیه کلام‌های بامزه که تازگی هم دارد و کمی عجیب و غریب هم به نظر می‌رسد بر نمک آن افزوده شده. واقعیت این است که دودکش از حیث داستانی فاقد امتیازخاصی است و دست کم اینکه قصه تازه‌ای ندارد اما نوع روایت و کارگردانی لطیفی و بازی بازیگرانش که ترکیبی از طنز کلامی و طنز موقعیت است کشش و جاذبه لازم برای پیگیری قصه و لذت بردن از آن فراهم شده است. شاید به لحاظ ساختاری بتوان دودکش را یک اپیزود داستانی دانست که اگرچه از یک خط داستانی مشخص پیروی می‌کند و کم و بیش به الگوی روایت کلاسیک وفادار است اما از منظر داستانی و درون مایه مضامین سویه اپیزودیک هم داشته و در واقع در هر قسمت با قصه‌ای تازه از موقعیت و آدم‌های مشترک مواجه هستیم که این کثرت را وحدت بخشیده و پراکندگی ظاهری را انسجام داده است. شاید یکی از دلایل گرمی و جذابیت دودکش به فضای ساده و سبک زندگی شخصیت‌هایی است که امکان همذات پنداری درونی تری را با مخاطب ایجادکرده و تصویر رئالیستی تری از آنها ارائه می‌دهد که باورپذیر و دوست داشتنی هستند. به همین دلیل گاهی وقتی این شخصیت‌ها دچار غم و گرفتاری می‌شوند و در موقعیت‌های حسی – عاطفی قرار می‌گیرند همدلی واقعی مخاطب را برمی انگیزند. سادگی و صمیمت آنها شعاری نیست به ویژه اینکه قرار نیست تصویر آرمانی و سانتی مانتالی از اوضاع زندگی این آدمها به بیننده تحمیل شود. آدمها خودشان هستند با همه غم ها و شادی ها و رنج ها و دلخوشی های زندگی که اگر به هم می پرند و گیر می دهند یا گاه با صدای بلند با هم حرف میزنند و فریاد می کشند اما هوای هم را دارند و نسبت به هم احساس مسئولیت می کنند و به معنای واقعی از شیرازه خانواده صیانت می کنند. دودکش فارغ از اینکه در بستر یک موقعیت خانوادگی روایت می شود از خود خانواده و اهمیت کارکردهای ان نیز دفاع می کند. شاید بخشی ازشیرینی این مجموعه به تلخی‌هایی برمی گردد که امروز ما در زندگی عملی خود می بینم و گویی این شکل از خانواده و سبک زندگی دیگر به یک رویا و نوستالوژی بدل شده است.

دودکش فرم خود را مدیون مضمون و شیوه روایت کارگردان است بدین معنی که ریتم مناسب و منطقی اش را از پویایی قصه و آدمهایش می گیرد و تعدد رخدادها و داستانک ها موازی متعدد موجب می شود ضرب آهنگ روایت منطق متناوب خود را حفظ کند و کمتر پیش آمده شاهد افت ریتم درآن باشیم. هرچند گاهی شلوغ بودن قصه و هیاهویی که در پس اتفاقات می بینم ممکن است به واسطه اندازه آن ذهن را خسته کند اما انقدر نیست که به ریتم و منطق آن لطمه بزند.

واقعیت این است که دودکش قصه زندگیست چنانکه در تجربه های زیسته خود لمس می کنیم با همه دلخوشی ها و غمهایش. به عبارت دیگر فضای قصه و شخصیت هایش خیلی ایرانی هستند با آن نوع رفتارشناسی زندگی جمعی و دور همی که حالا به یک حسرت عمومی بدل شده. شاید گاه به نگاهی تازه محتاجیم که غم وغصه ها را از دودکش زندگی به بیرون خارج کرده و فضای تنفس و مجال آسودگی را برای ما فراهم کند. اگرچه دودکش از حیث فیلمنامه بی‌عیب نیست اما دست کم اجرای قابل قبولی هم از حیث کارگردانی و هم بازیگری دارد که در نهایت موجب می شود یک کمدی موقعیت آبروند به فهرست سریالهای خوب کمدی تلویزیونی اضافه شود.

 

شابلون فرنچ ناخن

شابلون طراحی ابرو

هرگونه كپی برداری با ذکر منبع مجاز است. : 1387